خاطرات 9/10/1391
عزیز مامان اینجا پشت خونه آقاجون ایناست که جنابعالی و پسر عموتون حسابی گشت زدین و تا تونستین تو خاکها غوطه ور شدین ...
جدیدا عاشق بیرون رفتن شدی و تا در خونه باز میشه فورا می پری بیرون و تا بیارنت داخل ، شروع میکنی به گریه زاری و بداخلاق بازی .... که من بیچاره باید این اخلاقتو تحمل کنم چون رئیسین و حکم فرما 
خودت ببین تا بدونی که چقدر فضول بودی جیگملی مامان


ببین از سرما یخ زدی ولی راضی نمیشدی که بریم داخل خونه ...

اینم آخر عاقبت خاک بازی و فضولی

محمد و پسر عموتون محمدفرزام که موفق نشدیم ازتون عکس بگیریم ...
دو قلوهای افسانه ای

خدا بهمون صبر بده از دست شما وروجک ها
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


خاطرات 9/10/1391
